سخنرانی اقای هاشمی طبا

سخنرانی اقای هاشمی طبا که در23 شهریور 96 درسالن اجتماعات دبیرستان هراتی ایراد نمودند 

به نام خدا

سخنرانی مراسم 23 شهریور هراتی

بسم ا... الرحمن الرحیم : ذالک الکتاب لا ریب فیه هدیً للمتقین

« این کتاب بدون هیچ ابهامی روشنگر راه تقوا پیشه گان است »

عرض سلام و ادب و احترام و خوشا مد داریم خدمت مهمانان گرامی در یک بعد از ظهر تابستانی ، در روزهای آخر تابستان و در ایّامی که مردم بسیاری دارند آماده می شوند برای شروع یک سال تحصیلی دیگر برای فرزندان و آینده سازان عزیز کشور عزیزمان م من لازم است که خیر مقدم ویژه عرض کنم خدمت مهمان گرانقدرمان جناب آقای مهندس سید مصطفی هاشمی طبا ، البته ما هرگز ایشان را مهمان نمی دانیم ، ایشان میزبان ما هستند و از افتخارات این شهر به حساب می آیند و در واقع بیشترین فعالیت ها و موفقیت های اجرائی و علمی ایشان پایگاه و خواستگاهش در همین شهر است ، و دیگر عزیزانی که می دانیم به تعداد انسان های شریفی که در این جلسه حضور دارند ما آدم های ارزشمند مرجع ، معتبر و محبوب داریم ، اگر بخواهیم نام ببریم و خیر مقدم خدمتشان بگوییم باید اسم تک تک این بزرگواران را ببرم ، عذرخواهی می کنم و به طور کلی مقدم همه تان را واقعاً و صمیمانه گرامی می دارم . اگر بررسی بشود که هویت انسان بالغ را چه چیزی ساخته ، ارزش تعلیم و تربیت مشخص خواهد شد ، کشورهای توسعه یافته یک وجه مشترک ، دارند و آن اینکه همه آنها آ»وزش و پرورش موفق داشته اند ، اگر می شد رشد فرهنگی را مانند رشد اقتصادی اندازه گیری کرد ، می رسیدیم به این فضیه که متأسفانه ما وضعیت نگران کننده ای داریم ، در این جهت و تلاش بیشتری می طلبد تا انشاء ا... به افق های فرهنگی ، به افق های توسعه در حوزة فرهنگ هم دست پیدا کنیم. مؤسسه ایما یک NGO فرهنگی و خدماتی به حساب می آید . این نشست اولین نشست علمی از سلسله نشست هایی است که در آینده به طور منظم انشاء الله برگزار خواهدکرد . در واقع آسیب شناسی خواهد کرد و بررسی خواهد کرد و راه کار ارائه خواهد داد و با شما هم فکری خواهد کرد که برای مشکلات امروز فرهنگی کشور به خصوص در حوزه تعلیم و تربیت چه راه حل هایی می تواند وجود داشته باشد و چه اقداماتی قابل بررسی و تأمل هست . انشاء ا... در ادامه جلسات بهتری خواهیم داشت . من لازم هست که سخن را کوتاه کنم اولاً عذرخواهی کنم از اینکه جلسه ما با نیم ساعت تأخیر آغاز شد ، این رسم نامطلوبی که در فرهنگ ما نهادینه شده که ساعتی را دعوت می کنیم تا نیم ساعت بعد جلسه ای را شروع بکنیم و زمان ها را به همین راحتی از دست می دهیم ، فرصت هایی که میتواند خیلی خیلی مهم باشد برای رسیدن به همین عامل توسعه از دست خواهد رفت ، به همین ترتیبی که خدمت شما عرض کردم . به هر حال از آن کسانی که به موقع تشریف آوردند جداً عذرخواهی می کنم و انشاء ا... که این قصور را به بزرگواری خودشان ببخشند و امید وار هستیم که سایر مدعوین هم به تدریج بهجمع ما اضافه بشوند هر چند که یک جلسه فرهنگی ارزش های کیفی  دارد و ارزش های کیفی خیلی در عدد و رقم هاییکه ما در واقع مورد توجه قرار می دهیم خلاصه نمی شود. بنابراین یک شاخه گل دماغ پرور + از خرمن صد گیاه بهتر »

هر یک از شما عزیزان سبب رونق بسیار زیاد مراسم امروز ما هستید و خواهید بود و انشاء ا... که وجود مبارکتان را تا پایان جلسه امروز داشته باشیم . در خدمت عزیز بزرگوار از مدیران بسیار موفق و ممتاز آموزش و پرورش استان ، رئیس هیأت مدیرة مؤسسه ایما برادر بزرگوارمان جناب آقای مدینان هستیم تا هم به طور رسمی خیر مقدمی را خدمت شما عرض کنند و هم کلیاتی در ارتباط با اهداف و راهبردهای مؤسسه ایا ، مطرح بکنند وانشاء ا... در ادامه در خدمت مهمان گرانقدرمان خواهیم بود و بعد پرسش و پاسخی در انتهای برنامه امروز خواهیم داشت . برای اینکه از دیدگاهها ، نظرات و صحبت های شما هم بتوانیم استفاده کنیم . خواهش می کنم که استقبال بفرمائید از جناب آقای مدینان بزرگوار

بسم ا... الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین : قبل از هر سخن می باید خدمت همة عزیزانی که در جلسه حضور دارند خیر مقدم عرض کنم و سپاس گذاری از اینکه دعوت مؤسسة ایما را پذیرفتید و در این جلسه حضور پیدا کردید . همانطوری که جناب آقای صانعی اشاره کردند وظیفه هست که خدمت تک تک عزیزان خیر مقدم عرض کنم با نام ولیکن مسیر نیست ، اجازه بدهید که اشاره ای بکنیم به اینکه عزیزمان جناب آقای دکتر صلواتی در جلسه حضور دارند ، مدیر کل های اسبق آموزش و پرورش جناب آقای ابطحی ، جناب آقای مهدی پور ، جناب آقای علوی حضور دارند سرکار خانم دکتر تاج الدین نماینده محترم مجلس سرکار خانم روشن نماینده مردم شهر اصفهان در جلسه امروز ما حضور دارند ، رؤسای محترم نواحی  ، فعالین اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی شهرمان ، اصفهان و کلیه فرهنگیانی که در این جلسه حضور دارند. مؤسسه ایما که در حقیقت مؤسسه « اندیشه یاوران معین اصفهان » هست و به اختصار « ایما » خوانده می شود ، فکر آن در سال 1392 به ذهن جمعی از دوستان و همکاران رسید که بتوانند در این وانفسایی که برای تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش هست کاری انجام بدهند. این مؤسسه بعد از دو سال تلاش نهایتاً موفق شد ، در سال 94 پروانه فعالیت خودش را اخذ بکند و کار و فعالیت را شروع کرد . این جلسه اولین جلسه ی علمی مؤسسه هست که تشکیل شده که بنابر جهتی که عرض خواهم کرد . خواهش کردیم از برادر عزیزمان جناب آقای مهندس هاشمی طبا که دعوت ما را بپذیرند و در این جلسه که اولین جلسة علمی و فرهنگی این مؤسسه هست حضور پیدا کنند و ما از دیدگاهها و نظریات ایشان در ارتباط با موضوعی که در دعوتنامه ها خدمت شما عزیزان فرستاده شده بود ، مباحثی را مطرح بفرمایید . بنده باید از ایشان تشکر بکنم که دعوت را قبول فرمودند . امروز خدمت ایشان هستیم . مؤسسه ایما در حقیقت مؤسسه ای است برایتوجه به مسائل تعلیم و تربیت ، توجه به مسائل معلمان ، اساس نامة  مؤسسه 5 یا به تعبیری 7 هدف بزرگ را یا هدف عمده را دنبال می کند ، این هدف ها عبارتند از 1- اینکه مؤسسه تلاش دارد که با برنامه هایی که اجرا می کند و دنبال می کند آن مرجعیت معلم را به معلمان برگرداند و با این مرجعیت و یا افزایش قدرت این مرجعیت ، معلمان بتوانند اثر گذاری بیشتر را داشته باشند .

2- دومین هدف افزایش امید به آینده در زندگی فردی ، خانوادگی و شغلی معلمان هست .

3- سومین هدف توانمند سازی و خود اتکایی هر چه بیشتر فرهنگیان .

4- چهارمین هدف عینیت بخشی و انعکاس توانایی های فرهنگیان و ارتباط متقابل و مؤثر بین فرهنگیان و مؤسسات و ادارات و جاهایی که می توانند از خدمات معلمان استفاده کنند .

5- هدف دیگر کاهش آلام و رفع مشکلات معلمان در حد مقدوراتی که برای مؤسسه هست و خواهد بود، همچنین تلاش برای اینکه بتوانیم مکان هایی را فراهم بکنیم که فرهنگیانی که در سال های کهولت هستند از آن مکان ها به لحاظ روزانه و یا به لحاظ شبانه روزی که مطابق با شأن آنها و ارتباط آن ها با همدیگر باشد استفاده کنند ، همچنین ایجاد مراکز مشاورة حقوقی مشاوره خانوادگی ، مشاورة پزشکی و مسائلی از این قبیل . خوشبختانه در این دو سالی که مؤسسه موفق شد ، پروانه خودش را اخذ بکند گام هایی در این جهالت برداشته شده که امیدوار هستیم این گام ها بتواند هر چه زودتر به نتیجه خود و نتایجی که پیش بینی شده نائل گردد. دوستان عزیز علت اینکه عرض کردم آقای مهندس هاشمی طبا دعوت شدند شما می دانید ایشان یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری بودند در اردیبهشت 96 و مردم ایشان را از طریق مناظره ها خوب بشناختند . در این مناظره ها بود که مردم به صداقت ، راستی ، درستی و سرمایه هایی که جناب آقای هاشمی طبا از آن ها برخوردار هستند آشنا شدند ، یکی از دوستان من می گفت من هنگامی که مناظره های آقای هاشمی طبا را دیدم روز انتخابات هر چه فکر کردم به چه کسی رأی بدهم با اینکه می دانستم آقای هاشمی طبا رأی نمی آورند به لحاظ آن وضعیت دو قطبی کهدر انتخابات ایجاد شده بود ، اما گفت خودم را نتوانستم قانع کنم که به آقای هاشمی طبا رأی ندهم و نهایتاً هم به آقای هاشمی طبا رأی دادم . این نکته قابل توجهی است آقای مهندس انصاری الان می گفتند با آقای هاشمی طبا رفته بودند گشت و گذاری در میدان امام و در میدان امام دیدند که بعضی از بچه های 10 – 13 ساله می دویدند جلو و می خواستند که با اقای هاشمی طبا عکس یادگاری بگیرند ، خوب این سرمایه ای است که باید استفاده کرد . اما موضوعی که ما خواهش کردیم در خدمت آقای مهندس هاشمی طبا باشیم بحث توسعه بود و بحث تعلیم و تربیت و اینکه واقعاً اگر ما به مسأله توسعه عنایت داریم مسأله توسعه را مسأله مهم برای کشور می دانیم و من فکر می کند تقریباً همگان به این مسأله اذعان دارند که کشور ما نیازمند توسعه و توسعه یافتگی است و البته به نظرم می رسد بسیاری هم در کشور ما این عقیده را دارند که کشور ما نیازمند این است که پیشبرد دموکراسی داشته باشد ، تحکیم دموکراسی . اگر بپذیریم که این دو مسأله یعنی مسأله توسعه و مسأله دموکراسی از مسائل اصلی کشور ما است ، واقعاً این سئوال مطرح می شود که آیا می شود که آیا می شود بدون توجه به تعلیم و تربیت بدون سرمایه گذاری روی مسأله تعلیم و تربیت به این نتیجه یعنی مسأله ی توسعه و مسأله دموکراسی رسید این سأال بزرگی است ، به نظرم می رسد این سؤال خیلی در جامعه جایگاه مناسب خودش را پیدا نکرده است . و اگر امروز به جامعه نگاه بکنیم دقیقاً متوجه می شویم که نهاد ها و محیط هایی که باید انسان ها را تربیت کند برای حضور در جامعه مثل خانواده مثل آموزش و پرورش و دانشگاه و مثل ارتش که مدت زمان خوبی را در اختیار دارد ، این ها نتوانسته اند آنچه که نیاز هست برای جامعه تربیت بکنند ، البته وضعیت منابر ، نماز های جمعه ، صدا و سیما ، سازمان های گوناگون و عریض و طویل تبلیغاتی این ها را هم نبایستی از نظر دور داشت و بایستی به این مسأله توجه کرد و من گاهی با خودم فکر می کنم که وقتی بحث تعلیم و تربیت می شود دولت ، حاکمیت و یا نظام سیاسی را مقصر می دانیم در کم توجهی به مسأ له تعلیم و تربیت . اما در کنار آن فکر می کنم متأسفانه احزاب و گروه های اجتماعی – سیاسی هم به مسائل تعلیم و تربیت و به مسائل آموزش و پرورش توجه چندانی ندارند . همان احزابی که علی القاعده تلاش می کنند تا قدرت را به دست بیاورند تا بتوانند منویات و افکار خودشان را در قدرت پیاده بکنند ، آن ها هم فعالین سیاسی ، اجتماعی هم خوب که نظر می کنیم می بینیم چندان به مسئله تعلیم و تربیت توجه ندارند . همین دیشب یک نوشته ای را می خواندم که با ده نفر از فعالین سیاسی صحبت کرده بود مصاحبه کرده بود و نظر آن ها را راجع به وزرای کابینه دوازدهم خواسته بود ، من دیدم راجع به اغلب وزرا ، این ها مثبت و منفی نظر دادند ، مثلاً یکی گفته آن وزیر ، وزیر مناسبی است ، آن وزیر ، وزیر مناسبی نیست اما دیدم هیچ یک از این ده نفر هیچ اشاره ای به مسئله وزیر آموزش و پرورش نکردند که آیا این وزیر آموزش و پرورش آیا جزء آن دسته افرادی است که از دیدگاه و از منظر این ده نفر فرد موفقی است یا نه یا برعکسش ف خود این نشانه است و ما نشانه های بسیار دیگری هم در این زمینه داریم که برای ما بایستی قابل توجه باشد . البته به نظر بنده اگر ما بخواهیم مشکلات موجود آموزش و پرورش را حل بکنیم ناچار و ناگزیر باید به مسئله مهم معلم توجه کنیم و اگر به مسئله معلم توجه نکردیم که البته منظورم فقط بحث معیشت معلم نیست ، مسائل متعدد دیگری هم در این رابطه مطرح است که اگر توجه نکردیم ، قطعا این مشکلاتی که امروز آموزش و پرورش با آن مواجه است ، این مشکلات بیشتر ف عمیق تر و وخیم تر خواهد شد و قطعاً مشکلات دیگری هم بر آن ها اضافه خواهد شد . این وظیفه ما است که واقعاً به این مسائل توجه بکنیم . مؤسسه «ایما» این داعیه را دارد که بخواهد از توانمندی های خود فرهنگیان از توانمندی های صاحب نظران استفاده کند ، بلکه بتواند تعلیم و تربیت را در یک جایگاهی قرار دهد که مورد توجه واقع شود و جبران مافات بشود و بلکه بتوانیم از طریق توجه به مسئله ی تعلیم و تربیت انشاءالله مشکلات جامعه را بحران ها را که اخیراً دیدیم در همین مناظره ها هم گاهی بحث بود که بحث چالش های جامعه ، بحث ابر چالش ها ، آقای روحانی در مجلس اشاراتی به این مسئله مهم کردند اگر بخواهیم واقعاً به این مسائل بپردازیم و آن ها را تا حد قابل قبولی حل بکنیم ف ناچار به این هستیم که به مسئله تعلیم و تربیت توجه کنیم . زیرا توسعه ، انسان توسعه یافته می خواهد و این بحث مفصلی است که در حالت تقابل و تاثیر و تاثر از هم هستند . ما بایستی این انسان توسعه یافته را داشته باشیم . این انسان جایی تربیت می شود که محل آن مدرسه است ، محل آن خانواده است ، محل آن جاهایی است که این انسان می تواند پرورش پیدا بکند . در هر حال امیدواریم این جلسه و جلسات دیگر ، مورد توجه قرار گرفتن مسئله تعلیم و تربیت در اندیشه فعالین اجتماعی – سیاسی و دیگران انشاءالله تاثیر گذار باشد و کشور ما از نتایج بهتر و مطلوب تری در این رابطه برخوردار باشد . مجددا از حضور همه عزیزان ، فرهنگیان عزیز ، فعالین سیاسی – اجتماعی شهر ، بزرگان جلسه ای که امروز ما در خدمتشان هستیم از همه تشکر و سپاسگزاری می کنم انشاءالله بتوانیم از دیدگاه های جناب آقای هاشمی طبا استفاده کنیم این نکته هم قابل توجه است که ظاهراً تا پایان اگر اشتباه نکنم دولت جناب آقای خاتمی ، آقای هاشمی طبا در همه دولت های گذشته حضور داشته اند از زمان مرحوم شهید باهنر ، دوران نخست وزیری آقای میر حسین موسوی دوران ریاست جمهوری مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی ، دوران ریاست جمهوری جناب آقای خاتمی ، بنابراین به لحاظ این حضور و آن چه که در مناظره ها از ایشان دیدیم ، با عذر خواهی به یکی از دوستان گفتم که علی رغم این که من یک مقداری در این مسائل آدم مشکل پسندی هستم ، ولی واقعاً از دیدگاه های جناب آقای هاشمی طبا در این مناظره ها خیلی خیلی خشنود شدم که خارج از آن توپولیسم رایج در جامعه ما که بیشترین افراد متأسفانه متوسل به آن هستند جناب آقای هاشمی طبا در مناظره ها آن دیدگاه هایی که مفید و مؤثر برای کشور هست را مطرح کردند ، امیدواریم از این دیدگاه ها دولت دوازدهم نیز استفاده کند و از این طریق بتواند دین خودش را به جامعه بهتر و بیشتر ادا کند . از حضور همه شما عزیزان سپاسگزاری می کنم «والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته»

مجری ادامه می دهد ؛ بله « توسعه ، انسان توسعه یافته می خواهد » جمله ی بسیار ارزشمندی جناب آقای مدنیان فرمودند که انشاءالله مورد توجه همه ما قرار گرفته باشد . از سرکار خانم دکتر تاج الدین تشکر می کنیم لطف فرمودید ، متشکریم . خوب و اما با یک تذکر کوچک که غفلت بنده در بخش اول بود می رویم به استقبال ادامه برنامه ، من باید تشکری هم می کردم از برادر گرانقدرم جناب آقای صمدی ، قاری محترم قرآن که مجلس ما را متبرک کردند با کلام زیبای خودشان و صدای زیبای خودشان و کلام پر مغز و نجات بخش وحی . اما جناب آقای مهندس سید مصطفی هاشمی طبا متولد اول خرداد سال 1325 در اصفهان دارای مدرک کارشناسی ارشد نساجی از دانشگاه امیر کبیر هستند و متخصص آنالیز از سازمان مدیریت صنعتی جناب آقای هاشمی طبا در دولت های شهید باهنر و مهندس میر حسین موسوی به عنوان وزیر صنایع خدمت کردند در دولت های دوم آقای هاشمی و اول آقای خاتمی به عنوان معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی در واقع مشغول بودند . در فاصله سال های 1365 تا 1367 به عنوان رئیس کمیته ملی المپیک ایران اشتغال داشتند و در دولت اول جناب آقای روحانی به عنوان مشاور وزیر ورزش و جوانان در امور زیر بنایی سرمایه گذاری و توسعه و زیر ساخت های ورزش کشور در واقع خدمات خودشان را ادامه دادند . چنین شخصیت عزیز و ارزشمند و واقعاً بلند پایه ای در جلسه امروز حضورشان بسیار مغتنم است برای این که از دیدگاه های ایشان در مسائل کلان فرهنگی کشور هم استفاده می کنیم که انشاءالله شما با تشویق و استقبال گرم خودتان این حق را به جای بیاورید ، جناب آقای مهندس !

«سلام علیکم و رحمه الله «بسم الله الرحمن الرحیم»»

خوب از دعوتی که از بنده کردند و بنده را قال دانستند تشکر می کنم ، از حضور شما عزیزان به خصوص جناب آقای دکتر صلواتی هم که به بنده منت گذاشتند سپاسگزاری و تشکر می کنم .

اول بگویم که این صحبت هایی که الان درباره بنده شد ضمن این که محبت دوستان را به بنده می رساند ، می خواهم اضافه کنم بر همه این ها که الان شما با یک آدم بی هویتی روبه رو هستید ، یک موقعی ما دانش آموز بودیم خوب دانش آموزیم ، دانشجو شدیم می گفتند شما کی هستید ؟ می گفتیم دانشجو هستیم . بعد مهندس نساجی شدیم کارخانجات کار می کردیم خوب آن هویت مهندسی را داشتیم یک موقعی در مسائل انقلابی و فرهنگی وارد شدیم خوب یک موقعیت و هویت جدیدی پیدا کردیم . بعد حالا در وزارت صنایع و این ها برای خودمان یک هویتی داشتیم بعد هم دیگر مردم نوعاً ما را به عنوان کسی که در ورزش کار می کند و ورزشی است می شناختند . اما الان من خودم نمی دانم هویتم چیست ؟ بازنشستگی هویت نیست بازنشستگی یک مرحله است . حالا من خودم به یک هویتی رسیده ام که شما بعد از صحبت های من شاید متوجه بشوید که چه هویتی الان پیدا کرده ام . بعدش آدم یک همچین هویتی پیدا کند ، خودش هم یک همچین احساسی داشته باشد . حالا بحثی هم که می خواهیم در این جا انجام بدهیم بحثی است که در خصوص توسعه و این که بالاخره توسعه یافتگی از یک واحد تعلیم و تربیت چی هست ؟ و ما چه وظایفی در این مورد داریم ، اولویت ها را ما چگونه باید تشخیص بدهیم در زندگی خودمان ، حالا ممکن است یک اشاراتی هم در این زمینه انجام دهم . خوب ببینید بعضی ها وقتی مثلاً می خواهند حرف بزرگی بزنند می گویند نهنگ ، فیل یعنی حرف بزرگ زدن را به اشیاء بزرگ بر می گردانند . مثلاً اگر یک کشوری برویم ده تا برج صد طبقه در آن ببینیم احساس می کنیم که این کشور خیلی توسعه یافته یا شهر توسعه یافته ای است . توسعه را از این دیدگاه ما نگاه می کنیم . در حالی که پیشرفت یا توسعه یا هراسی که می خواهیم برایش بگذاریم این است که در حقیقت پتانسیل جامعه روز به روز افزایش پیدا بکند . وقتی در قرآن می فرماید : « فالحمها فجورها و تقواها ، قد افلح من زکها و قد خاب من دسها » یعنی انسان موقعی به فلاح می رسد که به تزکیه برسد و خودش را رشد بدهد . یا به قول آقای انصاری به من یک تذکری دادند که وقتی خوانده می شود «رب زدنی علماً » معنی اش این نیست که معمولاً ترجمه می کنند : که خدایا علم من را افزایش بده ، معنی اش این است که خدایا مرا از طریق علم ، «رب زدنی» یعنی خدایا مرا زیاد کن ، از طریق علمی  ،علماً این جا یک وسیله است برای اینکه انسان پتانسیل های درونی اش به اجرا درآورده پس باید انسان رشد پیدا بکند ، انسان پتانسیل های درونی اش را ارتقا بدهد ، به همراه آن جامعه اش را هم رشد بدهد ، یعنی اگر خداوند ودیعه ای در دامان ما در این کشور گذاشته آن ودیعه را ما حفظ کنیم ، آن ودیعه را ما از بین نبریم ، آن ودیعه را همانطوری که نفس خودمان را باید رشد بدهیم ، همه آن چیز هایی که خداوند به ما ارزانی داشته آن ها را هم باید ما رشد بدهیم . این نیست که چیزی را فدای چیز دیگر بکنیم . بعضی از جامعه ها هست انسان را فدای جامعه شان می کنند ، بعضی از جوامع هم هست که می گویند ما آدم ها یمان را خیلی دوست داریم ، پس جامعه را یعنی مجموعه ی به اصطلاح جامعه را فدای آدم ها می کنند . نه این ها در حقیقت لازم و ملزوم است . موضوع توسعه و رشد موضوعی است فراگیر در تمام زمینه ها و ما در حقیقت نباید غفلت داشته باشیم . هر چند که ما همه به یک غفلت بزرگ تاریخی دچار شده ایم . این غفلت غفلتی است که آیندگان در حقیقت ما را نخواهند بخشید ، از این غفلتی که ما کردیم . به خودمان نهیب زدیم که ما باید خوب باشیم ، بهتر باشیم ، بهتر زندگی کنیم و دیگر چیز ها را متأسفانه فراموش کردیم . من البته اصلاً ادعا ندارم که مثلاً متخصص آموزش و پرورش هستم ، البته یک سری کتاب هم از پیاژه و دیویی ، خوانده ایم . ولی من اصلاً نمی خواهم در این مورد اظهار نظر بکنم . امّا آن چیزی که بر ما گذشته در طول تحصیل آن ها را می خواهم یک مروری بکنم . ببینیم آیا برنامه ها یمان و آیا کاری که ما می خواهیم انجام بدهیم در زمینه تعلیم و تربیت و بعد توسعه یافتگی جوانان ، آیا درست داریم انجام می دهیم ؟ و یا درست انجام نمی دهیم . به نظر من این سؤالی که گفتند از بعضی از افراد سؤال کردند که چرا از وزیر آموزش و پروش سؤال نکردند ، دلیلش ناامیدی است ، برای این که می گویند خوب یک وزیری شش ماه هفت ماه یک سال می آید فوری مجلس استیضاح می کند سؤال می کند یک وزیر دیگر می آید هیچ کار دیگر نمی تواند بکند و روال ما به همین حالت سینوسی است ، یک خورده پایین ، یک خورده بالا دارد می گذرد . من احساسم این است که یک مقداری به اصطلاح دست از قضیه برداشتیم می گوییم ولش کن ، حالا آموزش و پرورش هم بالاخره یک کاری می کند . اما انچه که من می خواهم بگویم باز هم این از مکتبات است که دریافت کرده ام ، این است که ما به امر آموزش تا حدودی رسیدگی کرده ایم ، هر چند من یادم است ، یک موقعی ما علیه آقای وزیر آموزش و پرورش وقت ، بچه بودیم ، مدرسه می رفتیم ، شعار می دادیم در خیابان می گفتیم ، مهران وزیر فرهنگ آن موقع بود . ما می گفتیم مهران با 7 قبول شده از ما 12 می خواهد . اصلاً من به نظرم دانش آموز و دانشجویی که زیر 19 بگیرد دانش آموز یا دانشجو نیست ، مگر می شود یک دکتر مثلاً فیزیولوژی را به او درس داده باشند ، 12 بگیرد ، آناتومی بدن انسان درس داده باشند 11 بگیرد ، یعنی نصف انسان را بلد نیست ، آنوقت بعد معلوم می شود ، آنوقت ببینید این چی در می آید . یعنی حتماً آموزش باید 100 درصد باشد ، در این تردیدی نیست . هر چه هم هست باید همان باشد یعنی نگوییم که تألیفش بد است . نویسنده اش خوبست . همان که هست را آموزش و پرورش باید آموزشش را عالی بکند یادگیری بچه ها را هم عالی بکنیم ، یعنی اصلاً این قابل گذشت نیست . اما در زمینه پرورش واقعاً ما اصلاً دنبال این قضیه نبوده ایم . پرورش یعنی کسی که پروریده می شود ، عمل به جوارحش درست بشود ، چند شب پیش در روزنامه همشهری یک سالن بزرگی را نشان می داد که یک سری آدم نشسته بودند و پاهاشان را در لگن گذاشته بودند ، آنوقت یه سری آدم پای لگن نشسته بودند پای این ها را می شستند ، نوشته بود آموزش شستشوی پای والدین توسط بچه ها . یعنی عمل به جوارح ، حالا ما روی منبر حرف بزنیم ف یک گوش در و یکی اش دروازه است . در به اصطلاح تفکرات پراگماتیستی همه چیز ها را بر می گردانند به عمل . حتی مادر آن موقع که درس می خواندیم ، نقاشی داشتیم ، خط داشتیم ، کاردستی داشتیم ، موسیقی داشتیم ورزش هم داشتیم ، ما ها البته می گفتیم ولش کن ! در صورتیکه هرکدام از این ها یک چیزی را به انسان یاد می داد و پرورش می داد . موسیقی خوب گوش کردن را به آدم یاد می دهد ، کاردستی کار باید را به آدم نشان می دهد ، تربیت بدنی و ورزش صفت های متعددی را در وجود انسان نهادینه می کند ، که بخش بسیار مفصل است ، متأسفانه در کشور ما به تربیت بدنی توجه چندانی نمی شود . مثلاً می گویند تربیت بدنی چیست ؟ می گویند همان ورزش است دیگر ، ورزش همان تربیت بدنی است . تربیت بدنی یعنی تربیت ، همان پلاگوژی ، حالا چون پلاگوژی یک خرده بهتر در ذهن آدم می رود ، از طریق ورزش از طریق بدن ، انگلیسی اش هم هست physical Education نمی گوید که Education of the body  می گویدphysical Education ، ما کاملاً غافل مانده ایم ، از این امر ، در کشوری مثل فرانسه یک سوم ساعت های درسی را به تربیت بدنی اختصاص می دهند ، آنوقت ما به نصیحت گذارنده ایم ، که یک عده بیایند بنشینند ما را نصیحت بکنند ، رو منبر یا هر جای دیگر مثلاً می گویند : خوب باشید ، تربیت داشته باشید ، مثلاً نظافت داشته باشید و این ها بعد هم این ها می روند دنبال کار خودشان . چون روش ما روش غلطی است . ما یک معلمی داشتیم مدرسه که می رفتیم ، مدرسه ما یک مدرسه آن موقع خیلی بزرگ بود همینطور اتاق ، اتاق بود خیلی منظم ، بعد معلم ما می گفت شما آمده اید در گاراژ ، شما مدرسه نیامده اید ، شما همه آمدید در پارکینگ ، ما یه چیزی به شما یاد می دهیم ، شما می روید خانه تان هیچ تأثیری روی وجود شما ندارد . آن موقع به ما می گفت ، معلم فهمیده بود ، که به ما این را گفت ، ما در آموزش و پرورش انسان توسعه یافته ، تربیت یافته که عمل به جوارح برایش ملکه شده باشد ، تربیت نمی کنیم ، ما درس می دهیم ، تست می کنیم ، امتحان می گیریم ، لازم هم هست نه این که لازم نباشد ، بعضی وقت ها برخی می گفتند آقا سیستم طلبگی خوب است سیستم آموزش و پرورش غلط است برویم طلبگی ، ببین چه کسانی را تربیت کرده ، آقای جعفری ، مطهری ، علامه طباطبایی ، آن ها اگر مدرسه هم نمی رفتند ، همان می شوند ، حالا الان خود حوزه علمیه ها برگشتند به این سیستمی که شبه سیستم تعلیم و تربیتی مدرسه ای است این که الان در کشور ما داریم . می خواهم بگویم روش ما روشی است که ناقص برگزیده شده ، در آن به آموزش توجه شده ، الان همه ی پدر و مادر ها دوست دارند ، بچه شان هی بروند مدرسه ، هی انگلیسی بخواند از این کلاس به اون کلاس ، آلمانی بخوانند موسیقی بخواند ، فلان بخواند ، برای این که بگویند ما این هستیم . این نمی شود ! با یکی از استادان دانشگاه شهید بهشتی که قبلاً کاپیتان تیم ملی والیبال بود ، بحث استعداد و این حرف ها را داشتیم او می گفت من خانمم گفت این دختر خوب است ، پیانیست بشود ، ما هم گفتیم خیلی خوب ، رفتیم اسمش را نوشتیم ، سه سال سوار ماشینش می کردیم ، می بردیمش کلاس پیانو و بر می گرداندیم ، بعد از سه سال فرصتی پیدا کردم گفتم ، حالا یک چند تا بزن ببینیم چی می زنی گفت یک چیز خیلی مهمل زد . گفتم بابا سه سال ما تو را بردیم کلاس ، گفت شما من را بردید ، من که نرفتم ! خوب وقتی ما این جوری می خواهیم با بچه مان طرف شویم و فقط دنبال آموزش و پر کردن ذهن این ها هستیم ، طبیعتاً از تربیت غافل می مانیم ، بچه که صبح تا بعد از ظهر در مدرسه است ، بعد از ظهر هم که الحمدلله موبایل و آی پد و این ها آمده سر همه اعم از والدین و بچه ها در آن است ، دیگر اصلاً به تربیت نمی رسند ، به حرف زدن نمی رسند ، به احوال پرسی هم نمی رسند . بچه هم ساعت هشت و نه شب از دو یه تا کلاس آمده خسته می خوابد که فردا دوباره برود کلاس ، کلاس هم دوباره همان آش و همان کاسه پس ببینید ما تربیت را و توسعه یافتگی تربیتی را در وجود آدم هایمان ، بچه هایمان نهادینه نمی کنیم . سیستم تربیتی آمریکا بر اساس America challenge است یعنی یک آمریکایی باید بتواند challenge باشد یعنی مبارزه جو باشد . و اتفاقا ورزش هایی را هم که توی مدارس و دانشگاه هایشان گذاشته اند ، مثل فوتبال آمریکایی براساس challenge است ، باید انجام بدهند ، پیروز بیایند بیرون ، چون به تنازع بقا و پیروز شدن و بالا رفتن معتقد اند می گویند بر اثر تنازع بقاست که نسل قوی می شود ، باید بجنگند challenge کنند ، تا این که تربیت بشوند و قوی بشوند . حالا این بحثی است که به نظر من می رسد که در این زمینه خدمت شما عرض کردم . اما ببینید که ما در اثر همین مورد چگونه داریم زندگی می کنیم سبک زندگی ما چیست ؟ سبک زندگی این نیست که مثلاً روی فرش بنشینیم یا روی مبل بنشینیم ، یکی از وزرای اوایل انقلاب میز و این ها را همه را بیرون ریخته بود یک زیلو پهن کرده بود کفش ها را در می آوردند می رفت در اتاق می نشست ، مراجعین هم می آمدند بعد دیدند این بنده خدا ها پاهایشان بو می دهد ، بعد نمی شود هیچ کاری کرد ، وزیر هم می خواهد وارد شود هی باید بگویند یا الله ، چپ و راست بلند شود . گفتند میز ها را بیاورید ، کفش ها را بپوشید ، مثل آدم راه بروید . اشتباهی که ما همیشه می کنیم سبک زندگی را در این طور چیز ها می بینیم ، در حالی که سبک زندگی انسان به نگرش انسان بر می گردد ، انسان ، زندگی جامعه ، کشور و خانواده اش را چگونه نگاه بکند ، یک ویدئویی در همین فضاهای مجازی است یک روحانی دارد صحبت می کند روحانی شناخته شده ای هم ظاهراً هست ! من نشناختم ایشان را بعد ایشان می گویند لعنت به رضا خان ، رضا خان نگذاشت چند زنی در کشور باب شود و جلویش را گرفت ، اگر آدم چند تا زن داشته باشد ، یک زن که مریض می شود زن های دیگر او را می برند دکتر ، آدم راحت است ! خوب اگر دیدگاه انسان راجع به چند زنی این باشد ، یک فاجعه است ، من دو تا سه تا زن بگیرم که این ها گل هم دربروند و ما هم شکممان راحت جلو بدهیم . نگرش به جامعه و هر کدام از مسائل که نگاه بکنیم ، این شکلی می بینیم مسئله را ، از یک زاویه خاصی می بینیم . همان فیلی است که حضرت مولانا گفته در تاریکی یکی می گفت ، فیل یک چیز دراز و بلند است ، یکی می گفت یک چیز لوله است ، یکی می گفت یک چیز کلفت و قطور است ، یکی می گفت نه یک برگ است ، یک برگ بزرگی است هر کس از یک دیدگاه نگاه می کند ما هم مثلاً الان می گوییم مطالبات آموزش و پرورش ، مطالبات معلمین ، معشیتشان ، حقوقشان ، فلان ، فلان و ... . البته که مشکلات دارند ، ولی مگر حل می شود ، هر کسی وعده داده دروغ وعده داده ، برای این که دولت یک کاسه ای دارد به نام درآمد ، هزار تا دست هم دارد و در آن می رود می شود هزینه . درآمد دولت از کجا تأمین می شود ؟ یکی از مالیات تأمین می شود که مقدارش محدود است ، وقتی اقتصاد ما محدود باشد ، مالیات ما هم محدود است یا از مزدش ارز به دست می آید ، فروش ارز یعنی واردات ، یعنی مسافرت مسافران به خارج برای امور فرهنگی ، گرجستان و ارمنستان و نمی دانم تایلند و این ها ، خیلی از مسلمانان می روند زیارت ، از آن طرف هم دولت نمی تواند جلویش را بگیرد . برای این که ارز را باید یکی بفروشد ، کی می خرد ؟ یا وارد کنند . می خرد یا کسی که می خواهد یک جوری این پول را ببرد خارج خرج کند . بعد آمدیم یک چیزی به نام یارانه هم رو سر دولت گذاشتیم ، یک چیزی هم آقای سید حسن هاشمی وزیر بهداشت ما گذاشته ، من به ایشان هم خیلی علاقه دارم از دوستان من هست ، یک بار بسیار بزرگی روی دوش دولت گذاشته ، که دولت از پس آن بر نمی آید ، راستش را نمی گویند ، با سیلی صورت خودشان را سرخ می کنند مثلاً فرماندهان نیروی نظامی می روند پیش رئیس جمهور : بله ما کار شما را درست می کنیم ! کارگران می روند کارگران عزیز ترین قشر جامعه هستند ! حتماً کار شما را درست می کنیم ! معلمین می روند ، معلمین نور چشم ما هستند ، شغل معلمی شغل پیامبران هست ! از کجا ؟ نمی شود . از این طرف هم ، به جای این که یعنی مردم ما احساس مسئولیت بکنند در مورد آینده کشور می خواهند حق خودشان را بگیرند . می گویند دست من به جایی بند نیست . در حالی که شرایط کشور ما به شدت شرایط بحرانی است ! ما اگر یک کشوری داریم ، کشور سیمان و فولاد ، گرد و خاک و این چیز ها نباید داشته باشیم ! آن ودایعی که خداوند در اختیار ما گذاشته همه را مصرف کردیم ، همه را تمام کردیم ، خوب شما خودتان در مسئله آب ، اشاره هم کردم آقای مهنس مهدی پور هم حضور دارند ، تذکر دادند ، تازه اصفهان یکی از جاهای خیلی خوب است ، از 600 دشتی که در آن کشاورزی می کنیم ، 200 دشت ما نشست کرده ، و زراعت دیگر در آن نیست ، ما خودمان هزار متر زمین آن طرف کارخانه قند داریم ، آن موقع که آن از کانال آب می آمد گندم یا چیزی می کاشتیم ، خشک شده نه می خرند ، نه کشاورزی در آن صورت می گردد برآن در اصفهان می دانید که چه خبر است ، آن وقت زیر گوشمان در لنجان برنج هم می کاریم ، خوب بالاخره باید متوجه بشویم که می خواهیم چکار بکینیم ، در شهرمان در استانمان ، این زاینده رودی که اصفهان به خاطر آن اصلاً زاییده شده ، خشک شده است . زرنگی کردیم اوایل انقلاب فولاد مبارکه را که در کنار دریا بود و باید از آب دریا استفاده میکرد ،خیلی زرنگی کردیم آوردیم اصفهان ، حالا من دارم میگویم ، شرایط اصفهان اتفاقا نسبت به خیلی از جاها ی کشور بهتر است ، دغدغه هایی که ماداریم ، دغدغه های ملی باید باشد وزندگی مان متأسفانه به جای اینکه زندگی بر اساس و دغدغه ها باشد بر اساس الگوهایی است که از کشور های دیگر میگیریم . همین پوششی با ساپورت هایی که خانم ها میپوشند در خیابان ، به مراتب از زمان شاه بدتر است ، این را بگویم خدمتتان یعنی این عریانی است در کشور ما ، اگر در آنجا بی حجابی بود الان در کشور ما متأسفانه خانم ها بعضی هاشون دچار عریانی نمایی شده اند ، چرا چون الگویمان از آن طرف می آید ، الگوی زندگیمان از آن طرف می آید ، جهیزیه می خواهند تهیه کنند ، ساید بای ساید باشد ، در طول 5 سال گذشته ده میلیون تلویزیون LED در کشورمان ، یا تعویض شده یا به صورتی وارد شده ، این همه مشکلات مملکتی مشکلات زیربنایی و سرزمینی در کشورمان داریم ، زندگیمان را این جوری داریم درست می کنیم ، این فقط مردم مقصر نیستند ، به طور قاطع من می توانم بگویم که هیئت حاکمه ما مقصر است . برای این که همه چیز را باید به مردم گفت ، بعضی از حقایق را به مردم گفتن ، جواب نمی دهد ، همه حقایق را باید به مردم گفت ، تا مردم گفت ، تا مردم الکی امیدوار نشوند ، ما امروزمان از 10 سال پیش بسیار بدتر است ، ده سال آینده بسیار بدتر خواهد شد . ده تا 15 میلیون مهاجر از روستا ها به سمت شهر ها خواهیم داشت ، حاشیه نشینی خواهیم داشت ، من دو هفته پیش از نمایشگاه فرش تهران بازدید کردم و با تولید کنندگان صحبت کردم گفتم چند تا دار قالی داشتید می گفتند مثلاً ما پارسال 200 تا داشتیم امسال 50 تا ، فرشی که در درون خانه ها اشتغال ایجاد می کند ، یک قلم کالایی که در دنیا مشهود است ، نتوانستیم حفظ کنیم و اشتغالش را حفظ کنیم . کشاورزی مان دارد کشاورزی را می خورد ، سالی 5 هزار هکتار از اراضی پسته ی کرمان دارد خشک می شود . دغدغه های ما شده دغدغه های شخصی که حل هم نخواهد شد . سبک زندگی ما شده سبک زندگی غربی . البته یمی از دوستان از هلند آمده بود ، می گفت اصلاً در خانه ها یخچال ساید بای ساید نمی دانند چیست ؟ همین امروز من یک مغازه ای رفته بودم سر راه دیدم همه مغازه ها یخچال ساید بای ساید ، ببین چه خبر است ، هر چه هم می گوییم آقا چه فرقی می کند ، می گویند پاتختی می آیند بازدید می کنند ! پاتختی می آیند بازدید می کنند ما می رویم زیر تخت ! بنابر این من این را می خواهم بگویم که ما نمی گویم آدم نگه وضع معیشتی من خوب نشود که نمی شود . این همه مقام معظم رهبری می گویند به معیشت مردم برسید مگر می شود ؟ موقعی می شود که کشورمان آباد باشد ، کشورمان تولید داشته باشد ، کشورمان کار داشته باشد ، تحصیل کرده های ما بیکار نباشند ، الان ببینید من یک مثالی بزنم یک خورده روشن بشود ، شما در مطبوعات راجع به کول بر ها شنیدید ، عکس هایشان را هم دیدید ، که مثلاً در سردشت یا در بانه هموطنان کُرد ما که بسیار هم زحمتکش هستند می روند آن طرف مرز یک کالایی را روی دوش خودشان می گیرند ، کیلومتر ها در این کوهستان می آیند ، این طرف تحویل می دهند ، جنس قاچاق می آورند ، این ها قاچاقچی نیستند ، این ها بدبخت اند این ها آدم هایی هستند که باید برایشان شغل ایجاد کرد . قادر به ایجاد شغل در کشور نیستیم ، ارزمان را یک جور دیگر هدر می دهیم . به خاطر این که می خواهیم پول گیر بیاوریم ، یادرانه بدهیم و هی یک قولی بدهیم ، این ور و آن ور ، هموطنان ما عوامل قاچاقچی هایی می شوند که این ها باید ده ها کیلومتر در کوهستان بار حمل کنند حالا می خواهیم این ها را بیمه کنیم . شما می توانید شغل درست کنید برای این ها . شعار می دهیم همه این ها احتیاج به روش جدید دارد ، روش جدید هم این است که حقایق را باید به مردم دقیق گفت . مردم را در مورد آینده کشور روشن کرد . نه این که آدرس غلط دائم بدهیم ، هی بگوییم آقا ما برایتان درست می کنیم می شود همچین کاری کرد . مگر شغل درست کردن ، هر کسی می تواند شغل درست کند ؟ مگر هر کسی می تواند کار ایجاد کند ؟ ما در کشور هزار تا کارآفرین خوب داشته باشیم و این ها بتوانند کار بکنند مسءله اشتغالمان حل می شود . ولی از یک طرف کارآفرینان را تحویل نمی گیریم از یک طرف سرمایه گزاری خارجی را می گوییم استعماری است ، از آن طرف قرارداد های خارجی را هوا می کنیم ، از آن طرف به محض این که مثلاً آقای دکتر روحانی با تلاش فراوان و با تصمیم کل نظام ، از جمله رهبر انقلاب برجام را امضا کردند ، ببینید چه بازی ای سر این داستان در می آورند . ما اینقدر عدم النفع در اثر این تحریم ها دادیم ، حالا می گویند کو ؟ کو ؟ کجاست ؟ این است کد احساس مسئولیت ما ، دغدغه های ما از جنبه های فردی باید بیرون بیاید . چون نمی شود ، نمی شود ، یعنی من دارم به ضرس قاطع می گوییم که نمی شود ، هر چه قدر حقوق اضافه بشود ، یارانه بیشتر شود ، تورم بیشتر می شود . اگر به افراد ماهی 40 هزار تومان یارانه دادند ، در اثر تورم 30 درصد ، از یک میلیون تومان حقوق سیصد هزار تومانش ، عدم النفع شد ، یعنی آن 40 هزار تومان هیچ ، 260 هزار تومان هم ضرر شد . این نیست که رنگ و روغن بخواهیم بزنیم ، جامعه این طوری بشود متاسفانه مدیران مملکت ما اهل رنگ و روغن زدن هستند ، حالا می خواهند یک مدتی باشند یا می خواهند وجیه المله باشند ، یا به هر دلیل دیگر یا می خواهند مردم عصبی و خسته نشوند ، امیدوار باشند ، بالاخره یک جوری قضیه بگذرد . خوب من دارم عرض می کنم امروز مشکلات مملکت ما از ده سال پیش بیشتر است و در ده سال آینده ما به سمت یک سرزمین سترون (عقیم ، نازا) خواهیم رفت . ضمن این که خیلی از کارخانه های مات اکنون خوابیده ، خوابیدنش هم نه این که بشود دوباره راه انداخت ، بلکه تکنولوژی جدید می خواهد ، متخصص بهتر می خواهد ، سرمایه در گردش مناسب می خواهد ، بازار می خواهند ، که همه کارخانه های ما کار بکند . الان کارخانجات سیمان ما همه ظرفیت شان را کار نمی کنند . سیمان دپو شده ، در کارخانه کاشی ما ، کاشی دپو شده ، این ها ظرفیت هایشان خوب است کشور ما تکنولوژی آن ها هم خوب است ، بد نیست ، اما وقتی مشتری نیست ، مشتری کم هست ، تولید نمی شود . باید مشتری را در خارج پیدا کرد . مراودات بین المللی را سامان بدهیم ، فقط این که ما یک حرفی بزنیم ، خودمان خوشمان بیاید و یک عده دیگر آدم را تشویق کنند و به به بگوییم ، مسائل مملکت حل نمی شود . شاید الان دیگر فهمیده باشید چرا من هویت خودم را گم کرده ام . «والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته » 

ساعت

اوقات شرعی