بررسی سند تحول اموزش وپرورش

به نام خدا

موسسه اندیشه یاوران معین اصفهان ( ایما ) بنا بر رسالت ها واهدافی که دراساسنامه آن مورد تاکید قرارگرفته ، برآن شد تا مداقه ای روی سند تحول بنیادین آموزش وپرورش و نتایج ان ، پس از 6 سال از ابلاغ داشته باشد . به همین جهت جمعی از دست اندرکاران اداری وغیراداری ، متخصصان ونخبگان آموزش وپرورش اعم ازشاغل و بازنشسته اصفهان را دعوت نمود تا به بحث وتبادل نظر پیرامون این سند بپردازند . این جلسه درساعت 15:30 روزسه شنبه 12 دیماه 96  باحضور 32 نفر و به مدت سه ساعت تشکیل و افراد با توجه به مطالعه و بررسی که انجام داده بودند نظرات خودرا پیرامون سند تحول بنیادین نظام اموزش و پرورش مطرح و پس از ان نیز به صورت مکتوب نظرات خودرا ارائه نمودند. جمع بندی نظرات شفاهی وکتبی شرکت کنندگان به شرح زیر می باشد : لازم به ذکر است  ، آنچه دربندهای زیر آمده است ، نظر ودیدگاه افراد می باشد وممکن است نقدی بربرخی ازآنها داشته باشیم ، همچنین امکان دارد برخی ازبندها ازنظر محتوا همپوشانی داشته باشد :

1 -   به نظر می رسد این سند آرمانگرانه نوشته شده  و بیش ازاندازه ایدئولوژیک  می باشد .

2-  مقام معظم رهبری در جمع تعدادی از مسئولین فرمودند: «بهترین فکرها باید بنشینند و برای آموزش و پرورش طراحی کنند، آموزش و پرورش ایران باید از روزمرگی در بیاید و جداً نیاز به یک تحول بنیادین دارد». پس ما یک نقشه راهی داریم که بسیار مهم است و باید به جای نگاه واکاوانه یک نگاه پیش برانه به سند داشته باشیم تا بتوانیم مواردی را از سند انتخاب کنیم و به روش ها و الگوهایی تبدیل کنیم که کیفیت سیستم آموزشی را تضمین می کنند.

3-  ساحت های تربیت در برنامهدرس ملی که زیر مجموعه سند می باشد با ساحت های تربیت که در سند معرفی شده است متفاوت   است.  ابهام در مفاهیم به کار رفته در سند، منجر به تفسیر پذیری سند و در نتیجه سردرگمی مجریان و اعمال نظرات شخصی از سوی ایشان خواهد شد (زبان مشترکی بین تدوین گران و مجریان سند تحول وجود ندارد)،به عنوان مثال «پرورش تربیت یافتگانی که از روحیه مواجهه علمی و فن آورانه بامسایل فردی و اجتماعی برخوردار باشند» به عنوان یک هدف نام برده شده است   . تحقق اهداف سند تحول مستلزم تأمین بودجه کافی است. در حالی که جهت اجرای سند بودجه خاصی در نظر گرفته نشده است یا مشخص نگردیده است که منابع مالی برای اجرایی کردن سند از کجا باید تأمین بشود.

 

4-  در سند تحول، به ویژگی های مدرسه مطلوب اشاره شده است اما به ویژگی های مربی مطلوب کمتر پرداخته شده است. به نظر می رسد که توجیهی برای وجود یکی و فقدان دیگری نمی توان متصور شد و این در حالی است که با کمبود نیروی انسانی آموزش دیده در مدارس روبه رو هستیم و این می تواند چالشی اساسی برای اجرای مطلوب سند تحول بنیادین باشد.

5-  مجریان طرح بر طبق سند، معلمان، مدیران، کادر آموزشی و اداری مدارس، نیروهای آموزش و پرورش و خانواده ها می باشند، که نقش بسیار مهمی در اجرای راهکارها دارند ولی اینان تاکنون اطلاعات کافی، جامع و عملیاتی در خصوص چگونگی اجرا دریافت ننموده اند.

6-  نظام ارزیابی و شاخص بندی در سند تحول بنیادین مشاهده نمی شودو عدم وجود نظام ارزیابی مشخص سبب می شود که هر مجری بر اساس برداشت های خود، اهداف را تفسیر کند.

7-- سند در مورد نحوه ی ارتباط حیات طیبه، که «آمادگی برای تحقق مراتب آن» در جای جای سند حضور دارد، با سایر اهداف تربیتی سکوت اختیار کرده است! باید ویژگی های حیات طیبه، در هر دوره مشخص و شاخص هایی نیز برای این ویژگی ها تعیین می شد.

8- محصول نظام تربیت رسمی، شایستگی ها و رفتارهای دانش آموزان می باشد که با توجه به ویژگی های جامعه باید شایستگی های عمومی و تخصصی در سطوح مختلف آموزشی و تربیتی برای دانش آموزان در پایه های مختلف تحصیلی تعریف گردد.

9- سند تحول بنیادین از حیث رویکرد روش شناختی دارای چهارچوب خاص و مدونی نمی باشد،نوعی ابهام در روش شناختی مبانی نظری آن وجود دارد.

10- سند شعاری، فرازمینی و سیاست زده است و مبتنی بر نیازهای آموزش و پرورش نیست.

11-  سند تحول بنیادین بر مبنای آرمان گرایی و دیدگاه ایدئولوژیک از دین بنا شده است.

12-  این زیرنظام ها است که باعث تحقق اهداف می شود اما زیرنظام های سند هنوز آماده نگردیده است و این باعث کندی اجرا می شود.

13- در توزیع برنامه های عملیاتی سند تحول بنیادین، مؤلفه هایی چون برنامه درسی و کتاب ها بیشتر مد نظر قرار گرفته است ولی کارگزار اصلی (معلم) که باید برنامه ها را اجرایی کند در نظر گرفته نشده است.

14- حدود 9 درصد از برنامه های عملیاتی به معاونت ابتدایی اختصاص داده شده است در حالی که برای ایجاد نظام 3-3-6، اولویت کار باید در سیستم ابتدایی باشد.

15-تحقق هدف والای «حیات طیبه»، نیازمند توجه جدی تمام دستگاه های کشور به نظام آموزش و پرورش است. آموزش و پرورش هر کشوری حداقل تحت تأثیر پنج عامل می باشد؛ دانش آموزان- اولیا- جامعه، معلمان- مدیران- سایر کارکنان، محتوای کتب درسی، سازمان ها و نهادهای درون سازمانی، سازمان ها و نهادهای قدرتمند برون سازمانی. لذا برای اجرای سند ضرورت دارد که تمام نهادهای فرهنگی و اجتماعی، محوریت آموزش و پرورش را بپذیرند و این امر مهم تنها با ورود مقامات عالی رتبه و فراهم آوردن شرایط مناسب میسر خواهد شد.

16- تحقق اهداف بلند مدت سند تحول به ویژه بخش هایی که به کسب مهارت دانش آموزان و توسعه ی هنرستان ها مربوط می شود مستلزم تأمین بودجه کافی است.

17- مسائلی همچون عدالت، آموزش های جنسی و جنسیتی، آموزش های پیش از دبستان و فضای مجازی حلقه های گمشده سند تحول بنیادین آموزش و پرورش هستند.

 18- در چشم انداز سند جای خالی حقوق شهروندی، آزادی، دموکراسی، خلاقیت و حقوق انسانی  به چشم می خورد.

19- واژه هایی چون حیات طیبه، نظام معیار اسلامی و هویت ایرانی اسلامی در سند، کلیاتی هستند که تعریف عملیاتی مشخصی ندارند.

20- امروزه خانواده ها به هنر اهمیت می دهند اما در سند جایگاه مشخصی برای تربیت هنری (موسیقی) تعریف نشده است (عدم توجه متوازن سند به ساحت های تعلیم و تربیت)

21- یکی از مهم ترین عوامل و فاکتورها در رسیدن به حیات طیبه، که هدف غایی این سند می باشد؛ توجه به موضوع آموزش مهارت های زندگی، برای دانش آموزان و خانواده های آن ها است، که متأسفانه با حذف نیروی انسانی مجری آموزش، یعنی مشاوران در مقطع متوسطه دوم و ابتدایی و صرفاً توجه نمودن به موضوع قبولی در کنکور سراسری، عملاً رسیدن به این هدف نهایی را غیر ممکن می سازد.

22- با توجه به این که آموزش های پیش از دبستان یکی از مهم ترین ارکان ایجاد تحول بنیادین است اما سند، دانش آموزان پیش از دبستان را تحت پوشش قرار نداده است.

23- انتزاعی بودن یک سری از اهداف، ارزیابی از آن ها را غیر ممکن می نماید، در واقع در این اهداف معلوم نیست از کجا به کجا رسیده ایم.

24- استاندارد نبودن فضای آموزشی و فرسوده بودن فضاهای آموزشی، از چالش های پیش روی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است.

25- هر چند ابعادی از سند تحول بنیادین نیاز به توسعه و تکمیل شدن دارد اما یک نگاه تغییر به ما داده است. سند تحول بنیادین توانسته است نوعی انسجام در حوزه های برنامه ریزی و اجرا را در آموزش و پرورش ایجاد کند.

26- نسبت به اسنادی که ما در آموزش و پرورش داشتیم، جای امید است که این سند در جهت تربیت انسان راهبر قدم هایی را برداشته است.

27- اما در بطن مفهوم «تحول» چند نکته قابل تأمل وجود دارد: «تحول» ناظر بر ایجاد «تحولات اساسی و بنیادی» است، نیازمند «طرح و برنامه» است و ایجاد تحول نیازمند فراهم آوردن بسترها و امکانات لازم و شرایط ضروری برای انتقال از نظام قدیم به جدید است. در حالی که این موارد جهت اجرای سند، به طور کامل شکل نگرفته است. نهاد تعلیم و تربیت محدود به دستگاه اجرایی آموزش و پرورش نمی باشد در حالی که جایگاه دستگاه های دیگر مثل صدا و سیما، مراکز فرهنگی، نهادهای سیاستگذاری علمی، فرهنگی و آموزشی و دانشگاه ها، در سند مشخص و قابل ارزیابی نیست. برنامه و دستورالعمل عملیاتی، برای همکاری سایر نهادها با آموزش و پرورش وجود ندارد و هیچ تضمینی از آن ها برای همکاری با آموزش و پرورش گرفته نشده است.

28- این که سند چه نسبتی با ساختارهای تأثیرگذار بر نهاد تعلیم و تربیت (ساختارهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ...) دارد یا نهاد تعلیم و تربیت چه امکاناتی دارد که می تواند بر ساختارهای اصلی جامعه تأثیر بگذارد، ویژگی ای است که در سند دیده نشده است.

 29   -  مجریان آن یعنی  معلمان،مدیران،کادرآموزشی واداری مدارس،مجموعه نیروهای آموزش وپرورش  وخانواده هاکه نقش بسیارمؤثری دراجرادارند وسایرادارات وارگانها نیزکه وظایف مختلفی دراجرای این طرح برعهده آنان است  اطلاعاتی کافی درباره ی آن ندارند ومعلوم نیست چگونه قرار است نقش ایفا کنند ؟

30-   مشکلی که  مدارس وآموزش وپرورش به شدت باآن دست به گریبانند،تامین منابع مالیست.که در این طرح نیز همچنان لاینحل مانده  .اگر قرار است تحول ایجاد شود باید منابع مالی از قبل مشخص و دست مجریان برای اجرا ی برنامه بسته نباشد.  .نمی شود مدرسه در ابتدای سال تحصیلی منتظر کمک های مردمی (ممکن است باشد یا نباشد )سرانه (ممکن است داده شود یا خیر ) بماند .آیا می شود دست مدیران خالی باشد واز آنها توقع اجرای برنامه ها وایجاد تحول را داشت؟مشکلی که امروز نیز وجود دارد    

31-  ابهام در مفاهیم به کار رفته در سند تحول در آموزش و پرورش، منجر به تفسیرپذیری سند و در نتیجه سردرگمی مجریان و اعمال نظرات شخصی از سوی ایشان خواهد شد. همچنین هر یک از حوزه‌های تصمیم‌گیری وزارت آموزش و پرورش تلقی خود را از این مفاهیم خواهد داشت و این تولید ناسازواری درونی در دستگاه تربیت را تشدید می‌کند. شرط به حداقل رساندن تفسیرپذیری سند، تبیین مفاهیمی است که قابلیت پذیرش معانی متنوعی دارند. با این وجود در بسیاری از بخش‌های سند، از عبارات مبهم استفاده شده است. به عنوان مثال، «پرورش تربیت یافتگانی که از روحیۀ مواجهۀ علمی و فن‌آورانه با مسائل فردی و اجتماعی برخوردار باشند» به عنوان یک هدف نام برده شده است. برنامه‌ریزان درسی، طراحان نظام تربیت معلم و به طور کلی دست‌اندرکاران دستگاه تربیت رسمی و عمومی کشور چه برداشتی از این هدف دارند؟ و از بین تفاسیر متعدد از عبارت «روحیۀ مواجهۀ فن‌آورانه با مسائل فردی و اجتماعی» کدام یک صحیح است؟ آیا تضمینی وجود دارد که با تغییر وزیر و سیاست‌گذاران آموزش و پرورش، سیاست‌های تربیتی نیز در نتیجۀ تفاوت برداشت‌ها از این هدف تغییر نکند؟

32- بحث‌های راجع به فطرت در مبانی انسان شناسی فلسفه تربیت، از مطالعات پشتیبان سند، آمده‌ است. اما اگر جستجو شود که از این مبنا، کدام اصل تربیتی استخراج شده است و برنامه درسی در طراحی، تدوین، اجرا و ارزش‌یابی چه تأثیری از این مبنا پذیرفته است نتیجه‌ای حاصل نخواهد شد

33- هر چند در تدوین این سند از پژوهش‌های مفیدی استفاده شده است اما سهل‌انگاری در تقدم و تأخر سفارش پژوهش از یک سو و نحوۀ تلفیق یافته‌ها از سوی دیگر، فرصت استثنایی تدوین یک سند تحول خوب را هدر داده است

34-  در متن سند بیشترین توجه به مؤلفه ویژگی های شخصیتی و کمترین توجه به مولفه نگرش و ارزرش ها شده است.نتیجه گیری: به نظر می رسد که برای دستیابی به اهداف سند تحول بنیادین، لازم است تا سیاست گذاران آموزشی و برنامه ریزان درسی در ویراست های آتی سند تحول به مؤلفه های کم تر توجه شده به عنوان حلقه ای مفقوده، عنایت بیشتری داشته باشند

35- سند تحول بنیادین هیچگونه اولویت بندی را در هیچیک از حوزه ها ،اعم از هدف های کلان ،راهبردهای کلان، حتی هدف های عملیاتی و راهکارها ، ارائه نداده است ، و هیچگونه تقدم وتاخرذاتی یا زمانی را نیز ، برای پرداختن به مفاد اجرایی سند، معین نکرده است. از یک منظرعدم تعیین اولویت در بعضی از زمینه ها ، مانند ساحت های مندرج در فلسفه تعلیم و تربیت در جمهوری اسلامی ایران شامل (تعلیم و تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی، تعلیم و تربیت اجتماعی و سیاسی، تعلیم و تربیت زیستی و بدنی، تعلیم وتربیت زیباشناختی و هنری، تعلیم و تربیت اقتصادی و حرفه ای، تعلیم و تربیت علمی و فناورانه) به دلیل در هم تنیدگی ساحت ها ، امکان پذیر نبوده است، لذا قانونگذار با قید توجه متوازن به ساحت ها در بند 30 از بیانیه ارزشها ، مشکل را مرتفع ساخته است. ودرجای دیگری عنوان کرده است، تعلیم و تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی در میان این ساحت ها ،محوریت دارد. اعلام این دیدگاه به معنای تقدم ذاتی ساحت مذکور به سایر ساحت ها تلقی می شود. اما نتیجه عملی وعینی این عدم اولویت بندی ، در زمینه زیر نظامها وفرایندهای اجرا وراهکارها ، سبب گزینشی عمل کردن وزارت آموزش وپرورش شده است. اگرچه ممکن است، دلایلی برای تقدم بخشیدن یک زیر نظام - مثلا زیر نظام برنامه ملی درسی بردیگرزیرنظامها - وجود داشته باشد، اما مبانی فکری ونظری ویا منطق حاکم برآنها، به روش علمی ،همچنان مکتوم مانده است.

36- آموزش وپرورش در دولت جدید باید با واقع نگری، علاوه بر شکل دادن به زیر نظامها ، از ظرفیت های قانونی سند تحول بنیادین، برنامه های جدید استخراج کند، وبا تحقق کامل مفاد سند ، آن را به سمت تکامل بیشترسوق دهد، ودر همین راستا مقرر شود، مفهوم ارزشمندی چون «مشارکت »به عنوان زیر نظامی مستقل مورد تاکید قرار گیرد.بدیهی است تحقق اهداف آموزش وپرورش بدون تدوین برنامه های مشارکتی همه جانبه ، عینیت نخواهد یافت .

37- *در دو سال اخیر متقاضیان ورودبه  هنرستان های فنی و حرفه ای زیاده شده که از مشکلات تابستان و مهر سال 97 به حساب می آید.  از نظر نیروی انسانی تقریبا در همه ی استان  مشکلات زیادی وجود دارد فراموش نکنیم که تأمین نیروی انسانی کیفی و متخصص و مؤمن یکی از زیر ساخت های اصلی سند تحول محسوب می شود

.

38-  مدیران مدارس اطلاعات و اشراف زیادی به سند تحول ندارند.  طی 5-4 سال اخیر با  ارتباطی که با برخی نخبگان آموزش و پرورش ، مدیران ومعلمان بوده  است ، اغلب این سند را آرمانی و دست نیافتنی دانسته اند .

39-  اغلب مخاطبان به زوایا و کم و کیف سند تحول، تسلط نسبی هم ندارند.

40-  بررسی کنیم که دانش آموز شش سال اخیر نظام آموزشی به حیات طیبه نزدیکتر شده یا آنکه 10 سال پیش در این نظام تحصیل کرده است. آیا معلم این شش سال بیشتر اسوه بوده یا معلمی که ده سال پیش در این نظام حضور داشته و خدمت کرده است و حتی به لحاظ آموزشی و درسی بررسی کنیم که دانش آموز امروز با سوادتر است یا دانش آموز گذشته؟!

41-  سند تحول ابلاغ شده ولی دستگاه های مسؤل تاکنون برای اجرای آن بودجه ای  اختصاص نداده اند.  دست کم در حوزه های استانی، منطقه ای و مدرسه ای بودجه ای تخصیص نیافته است.

42- این سند نه پاسخگوست و نه ارزیاب کننده دارد. در واقع مجریان سند، ارزیاب کنندگان آن هم هستند و طبیعی است که هیچ بقالی نمی گوید ماست من ترش است.!

43-  محتوای سند در ارتباط با آسیب های اجتماعی نیازمند بازنگری است. در خصوص آموزش های لازم جنسیتی، در دوره ی پیش از دبستان، فضای مجازی و فرهنگ استفاده از آن و ... جایگاه آن در سند است.

44-  هر سندی باید بتواند نیاز های مدیریتی را پوشش دهد، مدیریت زمان، مدیریت مکان، مدیریت استراتژیک و ... این سند فاقد چنین پوشش هایی است..

45-  حقوق  شهروندی، دموکراسی، آزادی، عدالت، حقوق انسانی ... جایگاه مشخصی در سند ندارد. و از این لحاظ لازم است مورد بازنگری قرار گیرد.

46-  در سند برای واژه ها و عباراتی نظیر حیات طیبه، نظام معیار اسلامی و هویت ایرانی اسلامی، تعریف عملیاتی وجود ندارد و بیشتر شعاری است.

 47- سند یک جانبه نگراست و برای مخاطبان متکثر و تنوع سلیقه ای و رفتاری آنها برنامه ای ندارد.

48- متن و محتوای سند برای اولیاء دانش آموزان که علی القاعده نقش آنان در فرآیند تعلیم و تربیت دارای اهمیت است، ثقیل می باشد و به نظرم چندان نمی توانند با آن ارتباط برقرار کنند.

49-  اشکال سند به لحاظ نظری این است که معلوم نیست بر اساس چه فلسفه ای شکل گرفته و اگر مبنای آن فلسفه اسلامی است آیا این تعریف ندارد؟ مکاتب مختلف فلسفی مثل ناتورالیسم، اگزیستانیسالیزم و ... چار چوب و تعریف مشخص دارند و ما از فلسفه اسلامی هم چنین انتظاری داریم.

50-  تعریفی که دست اندرکاران شورای عالی آموزش و پرورش از زیر نظام دارند این است که زیر نظام ها باعث تحقق اهداف می شوند و سبب پشتیبانی و به انجام رسیدن سند تحول بنیادین می شوند و قرار بوده که در محدوده ی زمانی یکساله این زیر نظام ها آماده شود که متأسفانه هنوز آماده نشده است.

51- توجه شود که ما اول نظام سازی کرده ایم و هنوز زیر نظام ها، فضا و تجهیزات به سامان نرسیده، زیر نظام تخصیص اعتبارات هنوز در دست بررسی است خوب مشکلاتی از این د ست سبب کندی در اجرای سند شده است.

52- به مؤلفه معلم در سند توجه چندانی از جنبه های مختلف حرفه ای ، معیشتی و منزلتی نشده است .

 53- تنها دو درصد راهبردهای سند با تحولات محیطی مطابقت دارد این یعنی که سند به راه خودش می رود و آموزش و پرورش دراجرا  به راه خودش و ارتباط سازنده ای بین آنها وجود ندارد.

54-  سند دولتی است و نگاه از بالا به پایین دارد و آنانکه در مقام اجرا هستند اطلاع و ارتباط کمی با سند دارند.

55- معلمان آینده در دانشگاه فرهنگیان تربیت می شوند و سرفصل های درسی این دانشگاه از سند تحول دور است یعنی دانش آموخته ی دانشگاه فرهنگیان اساساً هیچ تصور و ذهنیتی مثلاً از برنامة درس ها ندارد.

56-  قرار بود این سند پس از اخذ نظر کارشناسان خبره و تدوین در شورای عالی آموزش و پرورش به تصویب برسد و ابتدا به صورت پایلوت در چند استان اجرا شود و در عمل مورد ارزیابی قرار گیرد و مشکلات آن مرتفع شود که متأسفانه در زمان وزارت آقای حاجی بابایی از این جهت منحرف شد. ایشان معتقد بود برای آنکه قوی تر با آن برخورد شود سند باید درشورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب برسد و بدون پایلوت برای اجرا به تمام کشور ابلاغ شود. این مشکل از اینجا شروع شد و مواردی که مثل هویت ایرانی – اسلامی، حیات طیبه، تأکید روی تربیت و ... همه و همه مسائلی بود که بعداً و توسط  شورای عالی انقلاب فرهنگی به سند اضافه شد. فراموش نکنیم که اشتباه آقای حاجی بابایی در آنجا بود که در شورای عالی انقلاب فرهنگی، نظرات کارشناسی آموزش و پرورش به دلیل یک رأی وزیر در حالت مغلوب بود ولی در شورای عالی آموزش و پرورش نظر غالب با کسانی بود که نظام تعلیم و تربیت را می شناختند و می توانستند سند را از چنین شعارهایی مبرا کنند.

57-  سند به واقعیت های بومی و منطقه ای توجه خاصی ندارد یک نسخة کشوری است در حالی که در کشور های توسعه یافته چنین اسنادی وجود ندارد و در هر استان و ایالتی متناسب با شرایط آن قوانینی در این جهت حاکم است.

58-  در سند پیش بینی شده که سهم آموزش و پرورش از در آمد ناخالص ملی افزایش یابد امروز 6 سال از اجرای سند می گذرد و متأسفانه این سهم سیری نزولی داشته  است  . باید متوجه باشیم اینکه آموزش و پرورش سندی برای تحول داشته باشد به تنهایی کافی نیست، اجرای مفاد سند می تواند تحول آفرین و کارگشا باشد.

59-  در سند آمده است،  سهم غیر پرسنلی بودجه آموزش و پرورش باید افزایش یابد باز هم پس از 6 سال تحولی در این زمینه اتفاق نیفتاده و کاهش یافته که افزایش نیافته است.

60-  موضع پرداختن به رشد توانایی های علمی و مهارتی دانش آموزان در این سند بسیار ضعیف است.

61-  برخی از مسئولیت هایی که در این سند به آموزش و پرورش محول شده اساساً کار حوزه های علمیه است و ارتباط چندانی با رسالت های آموزش و پرورش ندارد.

62-  به نظر می رسد تکلیف ارتباط این سند  با چشم انداز سال 1400 معلوم نیست و مشخص نیست در چند سال باقیمانده با این سند تا چه اندازه به اهداف چشم انداز نزدیک می شویم.

63-  اگر وضع آموزش و پرورش 30 سال پیش تاکنون را بررسی کنیم متوجه خواهیم شد که تقریباً مشکلات امروز، ضعف های امروز، مسائل امروز همان است که در گذشته بود و این سندها نتوانسته مشکلی را حل کند.

64-  ما درایران در حوزة نظریه پردازی اقداماتی انجام می دهیم ولی در حوزة اجرا و عملیات با مشکلات زیادی مواجه هستیم بنابراین اگر می خواهیم نتیجه ای بگیریم باید روی ظرفیت های اجرایی همین سند متمرکز شویم.

65-  در سالهای اخیر  شاهد رشد مشکلات اخلاقی و آسیب های اجتماعی بوده ایم، اجرای سند هم چندان کار مؤثری در این سالها برای کاهش و کنترل آن نکرده است. در این سند از حیات طیبه، از امامت و ولایت، از مهدویت و ... گفته شده ولی هیچ روش تربیتی مشخصی برای حل این مسائل در آن وجود ندارد.

66-  آموزش مهارت های زندگی با مربی پرورشی و مشاور حل نمی شود اینها باید وارد متن کتاب های درسی و متن آموزش های اصلی شود و در سند این مسأله مغفول مانده است.

67- هدف آموزش و پرورش ما در حال حاضر رسیدن به تیزهوشان  و موفقیت در کنکور است ما برای زندگی فردا عملاً کسی را تربیت نمی کنیم و در 6 سال اخیر هم همین روند دنبال شده و تغییری نکرده است.

68- کلاس درس دینی هم برای معلم و هم برای دانش آموز طاقت فرسا شده نه اینکه این دو گروه با دین مشکل داشته باشند بلکه این شیوة آموزش دین اساساً نادرست و بی جاذبه است و در این سند هم هیچ راهکاری برای اصلاح آن وجود ندارد.

69- زبان مشترکی بین کسانی که سند را نوشته و تدوین کرده اند و کسانی که الان می خواهند آنرا اجرا کنندچندان  وجود ندارد.

70-  شاخص توسعه انسانی ما در سال 2015،  69 بوده و در سال 2016 با یک پله افت به عدد 68 رسیده . در حالیکه قرار بود با اجرای سند ازجمله شاخص توسعة انسانی ما بهبود پیدا کند.

71- شاخص نابرابری آموزشی، نامطلوب بودن کیفیت و اثربخشی مدارس بر اساس بررسی نشان گریای مربوط، پایین آمدن بهرة هوشی ایرانیان بر اساس تحقیقات دکتر فراست خواه، کاهش ذخیرة ژنتیک ایرانیان با اجرای 6 سالة این سند همچنان رو به نقصان و نگران کننده است.

72- تأمین منابع مالی در آموزش و پرورش همیشه یک معضل بوده و در این سند هم  به مسئله منابع مالی و تاکید و الزام برتامین آن توجه نشده است .

73-  تکرار و تداخل گزاره ها در این سند مشهود است مثلاً  شماره 1 و 2و 30دربارة جامعة مهدوی صحبت کرده و دقیقاً هدف واحدی را دنبال می کنند ولی هیچ راه عملیاتی برای تحقق این جامعه ارائه نشده است. در گزاره های 5 و 6 و 11 دربارة هویت تأکید شده و هم پوشانی زیادی با هم دارد. این سند به لحاظ فنی و اصول سندنگاری از این دست مشکل دارد.

74-  مبانی دینی که در سند به آنها اشاره می شود عمدتاً کلی و غیر قابل اندازه گیری است اینها باید در یک سند اجرایی کاملاً روشن و مشخص باشد.

75-  نقش معلمان در قرآیند تدوین و تصویب سند بسیار ناچیز بوده است. باز هم گروهی از استادان دانشگاه و حوزه و برخی مراکز دیگر با ذهنیت های خودشان نشسته و این سند را نوشته اند و به همین دلیل با خیلی از واقعیت های آموزش و پرورش بیگانه است.

76-  در سند قید شده که آموزش و پرورش باید از ظرفیت دستگاه های دیگر در جهت حل مسائلش کمک بگیرد ، اما به چگونگی و الزام آوری آن نپرداخته است .

77-  اگر گفته ایم  در مدرسه باید انسانی سالم تربیت شود، این یک شعار است، عملی نیست مگر آنکه راه های دست یابی به چنین هدفی دقیقاً در سند مشخص شده باشد.

78-  مسأله اصلی ما تحول در سامانة اخلاقی، تربیتی و فرهنگی دانش آموزان است. واقعاٌ با اجرای این سند اتفاق خاصی دراین مورد نیفتاده است ،  شاهد نسلی که اکنون دارد تربیت می شود و رفتارهای آنها هستیم و به شدت نگرانیم. ما تحول  اخلاقی و تربیتی را از وزارت بهداشت، جهاد کشاورزی و ... توقع نداریم این وظیفه روشن و مستقیم آموزش و پرورش است که برون داد مناسبی دراین زمینه نداشته است.

79-  من به عنوان مدیر مدرسه که مستقیماً در ارتباط با واقعیت های عملیاتی آموزش و پرورش هستم به صراحت می گویم اگر اتفاق مثبتی در آموزش و پرورش دراین چند سال رخ داده به خاطر اجرای سند نبوده است و خلاقیت ها و تلاش های عوامل آموزش و پرورش و مدرسه منشأ آن بوده است. خیلی ها اصلا از سند و مفاد آن اطلاعی ندارند خودشان دارند کار می کنند.

80- در سند برای تربیت یک شهروند جهانی هیچ اشاره و برنامه ای وجود ندارد فقط به راهبرد تربیت شهروند ایرانی – اسلامی پرداخته اند و نگاهی جزیره ای به آموزش و پرورش داشته اند.

81-  حتی در ارتباط با زبان خارجی اشاره شده که به صورت انتخابی باشد در حالی که یادگیری زبان خارجی برای یک شهروند جهانی از الزامات اصلی است.

82-  برای من به عنوان یک مدیر مدرسه سند تحول باید واضح تر، گویاتر و عملیاتی تر باشد من ده بار دیگر هم که این سند را مطالعه کنم چیزی از آن سر در نمی آورم.

83- در برنامة تحولی که در دهة شصت کلید خورد و ارتباطی هم به این سند نداشت با وجود غلظت رویکردهای اعتقادی مسئولان و مردم آن زمان، باز اغلب دست اندرکاران اعتقاد داشتند که ما باید به دستاوردهای جهانی آموزشی و پرورش نظر داشته باشیم و از آن استفاده کنیم یعنی نگاه آنروز از نگاه امروز پیشرفته تر بود. و حتی برخی از آنان برای الگو گرفتن به ژاپن ، استرالیا و جاهای دیگر رفتند و مطالعات خود را ارائه کردند.

84-  دکتر فراست خواه می گفتند، کشور ما کشور سندهاست ولی مشکلات همچنان باقی است و به نظر نمی رسد که این سند تحول هم بتواند مشکلی از آموزش و پرورش ما حل کند.

85-  این سند علمی نیست، چون کار علمی باید جزئی، واقعی و اجرایی باشد. مبدأ و مقصد مشخص داشته باشد، دارای نگاه توأمان کمی و کیفی باشد، قابل سنجش و ارزیابی و حساب و کتاب باشد.

86-  این سند از نظر ایدئولوژیک هم ایراد دارد، نگاه فرقه ای به آن شده، ایدئولوژی ما از توحید آغاز می شود نگاه متوازنی به اصول دین در برنامه ها ندارد، بیشتر بر امامت و مهدویت متمرکز شده و به نظر من اینکه ما در سالهای گذشته هم در توسعه ارزش های دینی موفق نبوده ایم به دلیل همین نگاه نامتوازن است.

87-  ما از آموزش و پرورش انتظار تربیت شهروند مختار داریم به اسناد( انا هدیناه السبیل اماشاکراً و اما کفورا) نه شهروند ریاکار آیا این سند با این کلیات و شعار ها ما را به چنین هدفی می رساند؟! یا می خواهیم با آموزش های یک طرفه به زور بچه ها را به بهشت ببریم؟!

88-  با وجود تدوین و اجرای برنامة درس ملی هنوز تناسبی بین محتوای کتب  درسی و ساعات و روزهای آموزش وجود ندارد و هم اکنون بعدازظهرها هم در خیلی مدارس وقت دانش آموز را می گیرند برای بتوانند تست کار کنند..

89-  با تدوین یک سند نمی توان تحول بنیادین ایجاد کرد، ما عباراتی را انتخاب می کنیم که ما به ازای عملیاتی آن یا مقدور نیست و یا آنچنان که باید ریشه ای نیست.

90-  برای تحقق تحول بنیادین ابتدا لازم است که به شکل مؤثر و تعیین کننده ای نگاه فرابخشی به آموزش و پرورش بشود و همة امکانات و ابزارهای لازم در اختیار آموزش و پرورش قرار گیرد.

91-  ما هنوز در موضوع تحول در درک و نگرش مردم نسبت به آموزش و پرورش به ابزار اساسی تری نسبت به امثال این سند نیاز داریم.

92-  اگر قرار باشد که ما حصل و خروجی آموزش و پرورش پس از اجرای کامل این سند دانش آموزانی باشد که دارای حیات طیبه هستند معلمان ما از هم اکنون بایستی بدانند که در طول این مسیر چه سلسله  فعالیت ها و اقداماتی را بایستی انجام دهند که خروجی آن چنین هدفی باشد.

93-  برای به رسمیت شناختن حقوق اقلیت های قومی و مذهبی سند باید تأکیدات روشنی داشته باشد.

94-  نقد سند به معنای نفی سند نیست و همة منتقدان باید به این موضوع توجه داشته باشند.

95-  نقد و نظر دوستان می تواند دستمایه ای برای همکاران آموزش و پرورش باشد تا بتوانند از رهگذر این سند بخشی از مشکلات خود را حل کنند.

96-  در کنار نقدهایی که صورت گرفت لازم است چه باید کردهایی هم تدوین و ارائه شود تا از این رهگذر به مجریان سند کمکی کرده باشیم.

97-  اگر این سند پس از 5/6 سال اجرا نقد نشود بعداً ممکن است حتی تدوین کنندگان آنهم بگویند ما که سند را در اختیار شما گذاشتیم چرا در مورد ضعف ها و اشکالات آن نظری ندادید و راه حلی ارائه نکردید؟!

98- تهیه و تدوین وتصویب سند تحول حدود 7 سال طول کشیده واکنون نیز حدود 6 سال ازتصویب وابلاغ ان گذشته است . داوری منصفانه ازوضع آموزش وپرورش امروز و پس از گذشت چند سال ازاین سند ، چیست ؟

99- درسند تحول دررابطه با جذب معلم کارآمد ازقبیل مواردی چون عشق معلمی داشتن ، برخورداری ازفرهنگ معلمی ونیز جنبه های تخصصی وحرفه ای درقیاس با بعضی از موارد دیگر کمتر توجه شده است .

100- هویت ، منزلت و معیشت معلمان که می تواند ایجاد هم سرنوشتی بین معلمان و اهداف آموزش وپرورش بنماید کمتر ویا اصلا درسند مورد توجه قرار نگرفته است .

101- درسند به مساله بسیار مهم استقلال آموزش وپرورش و مدرسه توجه نشده ، بلکه برعکس درجاهایی زمینه های نقض این استقلال فراهم شده است .

102- مساله 4 دوره تحصیلی ازجهات مختلف قابل نقد است . مثلا از نظر تربیتی ونیز اقلیم و جغرافیای ایران و پراکندگی جمعیتی که  -  به جز درکلان شهرها – وجود دارد .

103- به نظرمی رسد سند تحول برمبنای نقیصه ها ، آسیب ها ویک  آسیب شناسی از وضعیت فعلی اموزش وپرورش تهیه نشده است .

104- درسند با کلمه توسعه مواجه نمی شویم ، کلمه ای که چند بعدی است ، بلکه با واژه هایی مثل رشد وتعالی مواجهیم .

105- واژه هایی چون اسلام ناب محمدی که درسند امده است ، تفسیر برداراست ودرسند ی که تحول درآموزش وپرورش رامی خواهد محقق کند ، آوردن ان قابل تامل است .

106- درسند برداشت این است که اموزش وپرورش شآن حاکمیتی دارد ولی تجربه همه سالها و بویژه همین سال های اخیر و پس ازابلاغ سند نشان دهنده ان است که اموزش وپرورش به لحاظ مالی ومنابع و پشتیبانی مورد توجه حاکمیت نبوده است . درسند به افزایش سهم اموزش وپرورش ازتولید ناخالص داخلی اشاره شده ، درصورتی که چنین افزایشی مشاهد نمی گردد.

107- درسند تحول به انسان به ماهو انسان توجه نشده و راه کارهای تحقق حقوق وکرامت های این انسان بیان نشده است .

108- درسند تحول به مشکلات امروزی اموزش وپرورش و جامعه مثل : مهارت اموزی ، سبک زندگی ، عقلانیت ، تفکر ، نشاط ، داشتن روحیه احترام به خود ، دیگران و طبیعت ، مهارت هایی چون توانایی گفتگو ، کارجمعی ، مدارا ، پرهیز ازخشونت نپرداخته است .

109- امروزه این اعتقاد وجوددارد که باید از پروژه های بزرگ تغییر اجتماعی برای جامعه متعالی ، کامل و یا انسان متعالی وکامل دست برداشت . دراموزش وپرورش هم این مساله قابل تامل است !  اما سند تحول  برعکس این ایده را دنبال می کند .

110- درسند به مساله روحیه پرسش گری ، فهمیدن ، نقد وانتقاد پذیری ، عدم تقلید واطاعت کورکورانه توجه نشده ویا کمتر مورد عنایت بوده است .

111- یکی ازمهم ترین معضلات اموزش وپرورش امروز ما مساله تمرکز و تمرکزگرایی است ، درسندتحول به این مساله پرداخته نشده است .

112- سند تحول به گونه ای نیست که سندی ملی باشد و نقش ووظیفه سایر دستگاه ها درآن معین و نسبت به اموزش وپرورش مشخص شده  و دستگاههای مختلف نسبت به انجام آن متعهد باشند. 

113- باتوجه به گذشت حدود 6 سال ازعمرابلاغ سند وبا عنایت به آنچه درسند هم آمده است ، لازم و ضروری است با استفاده ازنظرات معلمان ودست اندرکاران تعلیم وتربیت کشور ، سندتحول مورد بازنگری واصلاحات لازم دران بعمل اید . نقاط ضعف ان برطرف و نقاط قوت ان تقویت شود . راهکارهای بیرونی ودرونی برای محقق شده اصول سندوازبین رفتن انچه نقیصه ها وضعف های اموزش وپرورش کشوراست به صورت مشخص وعملی معین گردد.

درپایان از همه افراد شرکت کننده درجلسه مورخ 12 دیماه 96 که نقطه نظرات خود را بیان داشتند ونیز ازان عزیزانی که بعد ازجلسه بصورت گروهی ویا انفرادی دیدگاههای تکمیلی خودرا بصورت مکتوب ارائه نمودند قدردانی می نماییم . همچنین از  آقایان صانعی ،  قندهاری ، علیخانی ، ابطحی و خانم ها عبداللهی و جعفری که زحمت بیشتری را متحمل شدند سپاسگزاری می نماییم

هیئت مدیره موسسه اندیشه یاوران معین اصفهان ( ایما ) 17/6/97

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ساعت

اوقات شرعی